تبليغاتX
دانزانستان - بی رنگ

 

با رنگ خدا پرنده نقاشی کن

دیوانگی و مستی و عیاشی کن

آنقدر غزل بگو بگو تا فردا

دنیای مرا تو با غزل کاشی کن

 

***                    

آواز تو بودیم ولی بی آهنگ

در نقش تو ماندیم نگاری بی رنگ

آیینه ی ما پرنده ها را بشکن

گنجشک که مفت است بیا این هم سنگ

 

*** 

در شعر و ترانه هایمان گیج شدیم

یکباره میان بیت ترویج شدیم

با این همه تحریف و خرابی در شعر

انگار که افسانه ی یوشیج شدیم

 

***

من سوی تو آمدم که بیمار شوم

دل را به تو می دهم که دلدار شوم

یک نسخه بپیچ تا رباعی هایم

زیبا بشوند بلکه عطار شوم

 

+ نوشته شده توسط حسین جنت مکان در پنجشنبه 1386/06/22 و ساعت 16:43 |