تبليغاتX
دانزانستان - برف
 

شبی سیاه و جاده ها سیاه و برف پاک کن
مِهی غلیظ و جستجوی ماه و برف پاک کن

چراغ ها که پیش پای را نشان نمی دهند
دو چشم مات و خیره و نگاه و برف پاک کن

تگرگ های بی امان و مرگ های بی خبر
صدای رعد و برق گاه گاه و برف پاک کن

و روزها که مثل برف روی شیشه می خورد
نبرد سال های این سپاه و برف پاک کن

چرا عرق نمی کنند شیشه ها ز شرم من
که آه می کشم هنوز و آه و برف پاک کن

همیشه چاوشی۱ بخوان برای فصل رفتنم
بخوان ترانه های دلبخواه و برف پاک کن

همیشه خسته از تمام روزهای برفی ام
همیشه خسته از تو و گناه و برف پاک کن

بگو به جاده بشکند درون دره های گنگ
که شب بماند و دلی تباه و برف پاک کن

که زندگی چه قدر تند رفت و تند می رود
بزن بغل ! پلیس بین راه :
[لطفا گواهینامه بیمه و کارت ماشین....ایشون با شما نسبتی دارن؟...جریمه برای سرعت غیر مجاز> خیلی تند می رفتید عجله دارین؟!> جاده برفیه احتیاط کنید !> در ضمن چراغ های خطر و زنجیر چرخ و بخاری ماشین رو هم چک کنید !]۲

و برف پاک کن ...


۱-چاوشی نوعی آواز سنتی است که ... بگذریم همه می دانند. منظور چیز دیگری بود

۲-بخش ناموزون فقط برای تنوع و تجربه بود وگرنه در اصل و خود شعر نیست و نخواهد بود

+ نوشته شده توسط حسین جنت مکان در سه شنبه 1386/12/07 و ساعت 16:7 |